افعال آلمانی دو مفعولی – دسته‌بندی شده بر اساس سطوح

افعال آلمانی دو مفعولی

سطح A1 (پایه: افعال ساده و روزمره)

فعل آلمانیمعادل فارسیحالت داتیو (گیرنده/ذی‌نفع)حالت آکوزاتیو (شیء مستقیم)مثال
bringenآوردنبه کسی (Dativ: مثل meinem Freund)چیزی (Akkusativ: مثل ein Geschenk)Ich bringe meinem Freund ein Geschenk. (من به دوستم یک هدیه می‌آورم.)
gebenدادنبه کسی (Dativ: مثل meiner Schwester)چیزی (Akkusativ: مثل das Buch)Ich gebe meiner Schwester das Buch. (من به خواهرم کتاب را می‌دهم.)
machenدرست کردن/انجام دادنبرای کسی (Dativ: مثل meinem Vater)چیزی (Akkusativ: مثل einen Kaffee)Ich mache meinem Vater einen Kaffee. (من برای پدرم یک قهوه درست می‌کنم.)
sagenگفتنبه کسی (Dativ: مثل meinem Lehrer)چیزی (Akkusativ: مثل die Wahrheit)Ich sage meinem Lehrer die Wahrheit. (من به معلمم حقیقت را می‌گویم.)
schenkenهدیه دادنبه کسی (Dativ: مثل meiner Mutter)چیزی (Akkusativ: مثل Blumen)Ich schenke meiner Mutter Blumen. (من به مادرم گل هدیه می‌دهم.)
schreibenنوشتنبه کسی (Dativ: مثل meinem Onkel)چیزی (Akkusativ: مثل einen Brief)Ich schreibe meinem Onkel einen Brief. (من به عمویم یک نامه می‌نویسم.)
zeigenنشان دادنبه کسی (Dativ: مثل meinem Kind)چیزی (Akkusativ: مثل ein Foto)Ich zeige meinem Kind ein Foto. (من به فرزندم یک عکس نشان می‌دهم.)

سطح A2 (مقدماتی: افعال رایج در مکالمات روزمره)

فعل آلمانیمعادل فارسیحالت داتیو (گیرنده/ذی‌نفع)حالت آکوزاتیو (شیء مستقیم)مثال
anbietenپیشنهاد دادنبه کسی (Dativ: مثل meinem Gast)چیزی (Akkusativ: مثل einen Sitz)Ich biete meinem Gast einen Sitz an. (من به مهمانم یک صندلی پیشنهاد می‌دهم.)
ausleihenقرض دادن (از خود)به کسی (Dativ: مثل meinem Nachbarn)چیزی (Akkusativ: مثل das Auto)Ich leihe meinem Nachbarn das Auto aus. (من به همسایه‌ام ماشین را قرض می‌دهم.)
beantwortenپاسخ دادنبه کسی (Dativ: مثل meinem Chef)چیزی (Akkusativ: مثل die Frage)Ich beantworte meinem Chef die Frage. (من به رئیسم سؤال را پاسخ می‌دهم.)
empfehlenتوصیه کردنبه کسی (Dativ: مثل meiner Freundin)چیزی (Akkusativ: مثل ein Restaurant)Ich empfehle meiner Freundin ein Restaurant. (من به دوستم یک رستوران توصیه می‌کنم.)
erzählenگفتن (داستان)به کسی (Dativ: مثل meinem Bruder)چیزی (Akkusativ: مثل eine Geschichte)Ich erzähle meinem Bruder eine Geschichte. (من به برادرم یک داستان می‌گویم.)
kaufenخریدنبرای کسی (Dativ: مثل meinem Kind)چیزی (Akkusativ: مثل Spielzeug)Ich kaufe meinem Kind Spielzeug. (من برای فرزندم اسباب‌بازی می‌خرم.)
leihenقرض دادنبه کسی (Dativ: مثل meinem Freund)چیزی (Akkusativ: مثل Geld)Ich leihe meinem Freund Geld. (من به دوستم پول قرض می‌دهم.)
verkaufenفروختنبه کسی (Dativ: مثل meinem Kunden)چیزی (Akkusativ: مثل das Haus)Ich verkaufe meinem Kunden das Haus. (من به مشتریم خانه را می‌فروشم.)
wünschenآرزو کردنبرای کسی (Dativ: مثل meinem Vater)چیزی (Akkusativ: مثل alles Gute)Ich wünsche meinem Vater alles Gute. (من به پدرم همه چیز خوب آرزو می‌کنم.)

سطح B1 و بالاتر (متوسط: افعال پیشرفته‌تر)

فعل آلمانیمعادل فارسیحالت داتیو (گیرنده/ذی‌نفع)حالت آکوزاتیو (شیء مستقیم)مثال
beibringenیاد دادنبه کسی (Dativ: مثل meinem Schüler)چیزی (Akkusativ: مثل Deutsch)Ich bringe meinem Schüler Deutsch bei. (من به دانش‌آموزم آلمانی یاد می‌دهم.)
erklärenتوضیح دادنبه کسی (Dativ: مثل meinem Team)چیزی (Akkusativ: مثل die Regeln)Ich erkläre meinem Team die Regeln. (من به تیمم قوانین را توضیح می‌دهم.)
schickenفرستادنبه کسی (Dativ: مثل meiner Tante)چیزی (Akkusativ: مثل ein Paket)Ich schicke meiner Tante ein Paket. (من به عمه‌ام یک بسته می‌فرستم.)
versprechenقول دادنبه کسی (Dativ: مثل meinem Partner)چیزی (Akkusativ: مثل Hilfe)Ich verspreche meinem Partner Hilfe. (من به شریکم کمک قول می‌دهم.)
vorlesenخواندن (برای کسی)به کسی (Dativ: مثل meinem Kind)چیزی (Akkusativ: مثل ein Buch)Ich lese meinem Kind ein Buch vor. (من به فرزندم یک کتاب می‌خوانم.)
verbietenممنوع کردنبه کسی (Dativ: مثل meinem Sohn)چیزی (Akkusativ: مثل das Rauchen)Ich verbiete meinem Sohn das Rauchen. (من به پسرم سیگار کشیدن را ممنوع می‌کنم.)
empfehlenتوصیه کردن (پیشرفته)به کسی (Dativ: مثل meinem Arzt)چیزی (Akkusativ: مثل eine Behandlung)Ich empfehle meinem Arzt eine Behandlung. (من به پزشکم یک درمان توصیه می‌کنم.)
mitteilenاطلاع دادنبه کسی (Dativ: مثل meinem Kollegen)چیزی (Akkusativ: مثل die Neuigkeiten)Ich mitteile meinem Kollegen die Neuigkeiten. (من به همکارم اخبار را اطلاع می‌دهم.)
übergebenتحویل دادنبه کسی (Dativ: مثل meinem Chef)چیزی (Akkusativ: مثل den Bericht)Ich übergebe meinem Chef den Bericht. (من به رئیسم گزارش را تحویل می‌دهم.)
این صفحه برای یادگیری زبان آلمانی طراحی شده است. منابع: لیست‌های آموزشی استاندارد.

این صفحه نیاز به دسترسی فعال دارد

برای استفاده از مطالب سایت باید یا اشتراک تهیه کنید و یا در دوره های آموزشی زبان آلمانی ثبت نام کنید.

مشاهده پلن‌ها و دوره‌ها
بان میت چت شناور حرفه‌ای برای ارتباط سریع و منظم
  • A1
    • پلتفرم هوشمند راهنمای زبان آموز A1
    • پلتفرم هوشمند راهنما زبان آموز A1 (فشرده)
    • مطالب آموزشی سطح A1 آلمانی
    • بازی
    • آزمون
      • آزمون آنلاین A1 آلمانی
      • سنجش پایان سطحA1 آلمانی
      • آزمون تعیین سطح زبان آلمانی سطح A1_C1
  • A2
    • پلتفرم هوشمند راهنمای زبان آموز A2
    • پلتفرم هوشمند راهنما زبان آموز A2 (فشرده)
    • بازی
    • مطالب آموزشی سطح A2 آلمانی
    • آزمون
      • آزمون تعیین سطح زبان آلمانی سطح A1_C1
      • آزمون آنلاین A2 آلمانی
      • سنجش پایان سطح A2 آلمانی
  • B1
    • پلتفرم هوشمند راهنما زبان آموز B1
    • پلتفرم هوشمند راهنما زبان آموز B1 (فشرده)
    • مطالب آموزشی سطح B1 آلمانی
    • بازی
    • آزمون
      • آزمون تعیین سطح زبان آلمانی سطح A1_C1
      • تایل نوشتار آزمون Ecl آلمانی | سطح B1
      • آزمون آنلاین B1 آلمانی
      • آزمون ecl آلمانی سطح B1 | کتبی
  • B2
    • پلتفرم هوشمند راهنمای زبان‌آموز B2
    • پلتفرم هوشمند راهنمای زبان‌آموز B2 (فشرده)
    • مطالب آموزشی
    • بازی
    • آزمون
      • آزمون تعیین سطح زبان آلمانی سطح A1_C1
      • آزمون آنلاین B2 آلمانی
      • آزمون آنلاین آلمانی | سطح B2
      • آزمون آنلاین آلمانی2 | سطح B2
  • مدیا
    • انیمیشن های آلمانی
    • آهنگ های آلمانی | جذاب و پرطرفدار
    • داستان های آلمانی
    • فیلم های آموزش آلمانی
      • فیلم های آموزشی ایزی جرمن | A2 زبان آلمانی
      • فیلم های آموزش زبان آلمانی | ایزی جرمن A1
    • ۶۰ پادکست آلمانی ویدئویی همراه با متن
  • فروشگاه